برخي از آراي او در كتاب اربع طوريم برادرش و فتاوي خود او كه مستقلاً چاپ شده، آمده است. هدف من از ذكر او ارتباطش با پدر و برادرش است و انتساب كتابي نجومي (؟) به او، بهنام قوانين افلاك. همين كتاب به نوهٴ او يهودا بن عاشِـر دوم هم نسبت داده شده است، كه او نيز رابي تلمودي بود، در بورگوس و طليطله ميزيست و در سال 1391 به شهادت رسيد.
يعـقـوب بـن عاشـِـر
نيز موسوم به بَعَـل هه ـ طوريم، تلمودي آلماني. برادر كوچك يهودا بن عاشر. در غرب آلمان زاده شد، همراه پدرش روانهٴ تبعيد گرديد، مدت كوتاهي در بارسلون مقيم شدند و سپس در طليطله اقامت گزيدند و پدرش رابي اعظم آن شهر شد (متوفا 1327). او در سال 1340 يا پيش از آن درگذشت.
مهمترين كار زندگي او تدوين مجدد مجموعهاي از قوانين و مقررات يهود بود كه مشنه توره ابن ميمون را تحتالشعاع قرار داد. اين كتاب اربع طوريم (چهار رديف)
نام دارد و اشارهاي است به چهار رديف جواهر زره سينه كاهن اعظم (سِـفر خروج، 28:17 ـ 20).
چهار رديف عبارت است از: 1) راه زندگي، درباب آيين نماز، وظايف روزانه، سبت، ماههاي نو، اعياد، زيارت كنيسهها؛
2) رهبر معرفت، آيين دعا، حلال و حرام؛ 3) سنگ ياري، قانون ازدواج؛ 4) زره سينهٴ قضاوت، قانون مدني، آيين قضاوت.
اين كتاب براساس تلمود بابلي و تلمود اورشليمي، فتاوي جايونان، رشي، ابن ميمون، حاشيهنويسان تلمود (توسافوتنويسان)1 و ساير رابيان، از جمله پدرش نوشته شده است.
چهار رديف داراي هيچ ارزش علمي نيست، ولي در زندگي يهوديان داراي چنان اهميتي بود، و دستكم تا دو قرن و نيم بر فكر يهوديان چنان تأثيري داشت، كه مورخ علم بايد آنرا بشناسد، ولو اينكه اين شناخت از حد آشنايي فراتر نرود. سنديت آن ناشي از جامعيت، وضوح، فصلبندي و توضيحات آن بود و تا انتشار شُـلحَـن عَـروك
(ونيز 1565) در ميان يهوديان شرق و غرب بهصورت ملاك و معيار باقي ماند.
چهار رديف هم مانند سراجالمنير مورد شرح و تفسيرهاي زيادي قرار گرفت. دوتا از مهمترين شرحهايش عبارت بودند از شرح يوسف بن ابراهيم قارو (1488 ـ 1577)، كه
بيت يوسف و شُـلحَـن عَـروك (ميز آماده؛ خوان گسترده) خود را براساس آن تأليف كرد؛ و موسي بن اسرائيل ايسرلي (حدود 1520 ـ 1572)، كه براساس آن كتابي نوشت بهنام
خوان و آن مجموعهاي است از يادداشتها در تصحيح شُـلحَـن عَـروك (كه اول بار در سال 1571 در كراكو چاپ شد).
يعقوب كتابهاي متعدد ديگري هم نوشت، كه چندان مورد نظر ما نيست. او رابي نبود،